اجراهای پیشین ِ تاتر سقراط را ندیده بودم ولی با تعاریفی که شنیده بودم و دلشاد از اینکه فرصتِ دیدن ، اینبار برای من هم فراهم شده ،16 مرداد ماه به تماشای آن رفتم . از همان صحنه نخست ، فضای مه گرفته و تیره و تار که نشان از سفرهای خیالی سقراط داشت و مکالمه اش با سافو ، شاعره ای که حدود یک قرن قبل از او می زیست نخستین سوال را در ذهنم ایجاد کرد که چرا یک زن؟
برخوردِ عاشقانه و از سر صبوریِ سقراط نیز با خشم و غضب ِ همسرش زانتیپه، سوال دوم را در ذهنم نشاند که اینهمه مدارا و احترام به جنس زن، آنهم همسرِ او که مدام در حال نزاع بوده اند را که از سقراط سراغ نداشتیم !!!!
بعد هم که تعلیماتِ فلسفی او به تئودوته ، روسپی شهر ، اجرای نمایش زنمدارانه مده آ در شهر و حمایت های سقراط از آن ، تعظیم و بوسیدن پای زانتیپه، قبل از نوشیدن شوکران ، در نهایت هم دیداردوباره اش با روحِ سافو همه و همه نشان از یک نمایشنامه فمنیستی و امروزی داشت که چندان ربط آن را با سقراط نمی فهمیدم . اگر در مورد فلاسفه تنها یک سوال مطرح و پرسیده شود و آن هم این باشد که سه فیلسوف زن ستیزرا نام ببرید ؟ قطعا پاسخ ام نیچه ، شوپنهاور و سقراط خواهد بود.
برخلافِ انتظارم ، فکر می کردم صحنه به صحنه ی اجرا، مملو خواهد بود از سخنان حکیمانه سقراط که در گوش جوانان آتن زمزمه می کند و مدام ، وز وز های دیالوگ گونه این خرمگس فرزانه ، کوتاه قد ، به ظاهر، نازیبا ولی دوست داشتنی را خواهیم شنید که در اذهان مردم شک وعدم اطمینان ایجاد می کند و خوابِ آرام شب را از چشمانشان می ربای
نیم ساعتِ نخست ، از آنجا که انتظار و پیش داشت ام از اجرا ، براساس روایات تاریخی ، شنیده ها و خوانده هایم نبود قضاوت های ذهنی ام نیز در مورد متن نمایشنامه و البته نه در مورد بازی ، طراحی صحنه ، لباس و ... داشت سمت و سوی اعتراضی به خود می گرفت. ولی قبل از اینکه قضاوت ام قطعی و صلب و سخت شود با تغییرِ نوع نگاه و انتظارم، رویکردی را برگزیدم که در پایانِ اجرا ، به نسبت ،راضی بودم از تماشای کارِ حمیدرضا نعیمی
به این اندیشیدم که احتمالا، نعیمی می خواسته با یک نگاه کاملا سوبجکتیو و از دید و منظرِ نظر ِ خودش ، روایت گر دیگر گونه ای از سقراط باشد
شاید، با خود اندیشیده که ، فلسفه و دوستدارانِ حکمت ، در طول تاریخ ، به مسائل و موضوعاتِ مختلفی پرداخته اند: هستی و ذات خدا، آزادی و اختیار انسان ، مرگ، جاودانگی ، روح ، معیار درستی اعمال اختیاری بشر از جمله اخلاق ، میزان و اعتبار معرفت بشر، زیبایی ، شکل و ساختار حکومت ، عدالت.....
و حال، در این میان و حتی 2500 سال ِ پیش ، چرا برابری حقوق زنان نه ؟؟؟
سقراط که داعیه دار اخلاقِ فضیلت گرایانه است و انسانِ در حالِ شدن را به انسانی که هست ارج می نهد، سقراطی که به دنبال این است، چه چیزی به انسان ارزش اخلاقی می دهد چرا اینبار در خلق و روایتِ حمیدرضا نعیمی ، به دنبال ارزش های زنان نباشد ؟
شاید، زندگی سقراط هم در مقام فیلسوفانه اش ناگفته هایی داشته که اینبار، اراده ی نعیمی، بر این بوده که از منظرِ خودش ، روایتگرِ آن باشد.
برچسب:
نویسنده: ماهان سلطانی