
خوب است که دیگرانِ آشنا و ناآشنایم، درمجالس بزم ، شاد هستند، سرخوش و پایکوبان ولی مدت ها است که دیگر ،چنین مهمانی هایی ، حالِ من را خوش نمی کنند، نه که از شادی گریزان باشم و یا دل مرده و افسرده نه ، زندگیِ بدونِ شادی چیزی نیست که احتمالا کسی بخواهد ادامه اش دهد ولی انگار چیزی بیشتر از اینها لازم است . انگار دیگر، این منی که همه چگونه زیستن اش منوط شده است به پاسخ هایی که به چراهای وجودی و ...
ادامه مطلب